چهارشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۸۹

95

ولله زمين
همان بهشت بود؛
جهنمش كرديم

یکشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۹

94. مردی که ‌می‌خندید

آرزو دارم
همیشه شاد باشی        و بخندی
بلندبلند بخندی
از ته دل بخندی
به همه چیز بخندی
به ستاره‌ها، گربه‌ها         به تَرَکِ دیوار
صبح و ظهر و شب
شاد باشی و بخندی
تا یک شب        وسط این همه قهقه
غذا بپرد توی گلویت
دست و پا بزنی، خفه شوی و بمیری