یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۸

58

مامان واسه شام، دلمه پخته
و داره میزُ می​چینه
همه چی عاليه      تا وقتی که
بابا به من ميگه
" بیست و سی شروع شد
تلویزیونُ روشن کن!"

57

"... و اگر خواسته باشید از احوال اینجانب جویا شوید، باید بگویم ملالی نیست جز دوری شما..."
یک زمانی هم، مراسلات این جوری بود!

جمعه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۸

56

من حتا سیگاری نیستم؛ روزهای پردغدغه و پراسترس را دود کنم، برود هوا.

چهارشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۸

55. خودکشی 18+


منبع: بلوتوثِ یکی از دوستان

سه‌شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۸

54

معجزه یعنی پدر؛
وقتي که بعدِ گذروندن  یه روز وحشتناک، با حرفاش مطمئنت می​کنه.

پنجشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۸

53

اول نه مرغ بود
نه تخم مرغ؛
اول يه خروس بود
که عاشق شد...
از توییترم[+]

چهارشنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۸

52. حافظا

تهران که شیراز نیست
پر از شکوفه​ی نارنج؛
با اين دود و دم
همین خرده​ذوق ِ شاعرانه هم
غنیمت است!

شنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۸

51. فحش دادن آداب دارد

فحش دادن آداب دارد. باید به​جا و به​اندازه باشد. نباید فرت​فرت فحش داد. این طوری تاثیر لازم را نمی​گذارد. به حسابش نمی​آورند. می​گویند از سر ِ عادت است و جدی نمی​گیرندش.

شنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۸

50

چشمانِ بی​آرام  ِ تو
                        آرام  ِ من

جمعه، دی ۱۸، ۱۳۸۸

49

از افتخارات من میشه به اثر انگشت منحصر به فردم، اشاره کرد!
از توییترم[+]

دوشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۸

48

و آیةٌ لِقوم متفکرین
همین "کلاه" است
که هم گذاشتنش جرم​ست
هم برداشتنش