دوشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۹

117. کفش‌های گل‌گلی عزیزم مرا ببخشید.

کفش‌‌های گل‌گلی عزیزم مرا ببخشید؛ منی که روزگاری هر روز می‌پوشیدمتان و مدتی که گذشت، خسته که شدم  ،گذاشتمتان توی جعبه، کنج کمد،آن ته‌مه‌آ و جاتان را کفش توسیه پر کرد؛ منی که فراموش کرده بودم دارمتان. کفش‌های گل‌گلی عزیزم این‌روزها، تازه، حال دیروز، امروز و هر روزتان را می‌فهمم. کنارگذاشته شدن درد دارد. کفش‌‌های گل‌گلی عزیزم لطفن مرا ببخشید.

9 نظر:

شب نویس گفت...

اگه جبران کنی یادشون میره :)

سوژه گفت...

اي جاااااان . به تو و اين احساسات خوبت.
اوون كفشا دلخوشن به اينكه نو صاحبشوني. خيلي مهم نيست حالا اگه يه دو سالي نپوشيديشون. مهم اينه كه تو دوستشون داري. براشون همين بسه . باور كن.

زن ذليل گفت...

اولن كه "فاويكون" جديد مبارك! ثانين منو ياد يكي از عدتهاي هميشگيم انداختي كه همه كفشهام رو نگه ميدارم و هيچكدومشون رو دور نميندازم...چون همراه من بودند و اين رسمش نيست كه حالا كه خراب شدند دور بندازمشون!

ناشناس گفت...

بشتابييييد...مصاحبه خواندني همشهري جوان با يك زن ذليل!!!

شال گردن گفت...

آها ینی ما الان باید اونور قضیه رو درک کنیم؟؟!! :دی

یک مالیخولیایی گفت...

اون قسمت فراموش شدن خیلی بدتر از کنار گذاشته شدنه!

Pemi گفت...

@زن ذلیل
ممنون. شما چه با مرامی

@شال گردن
آ باریکلا :D

@یک مالیخولیایی
و زمانیه که خیلی دیر به یاد بیارنت. وقتی که کار از کار گذشته

miss o0o0om گفت...

فراموش کردن بده...
بدترش فراموش شدنه...!

اسیه گفت...

akh mamanamina ....nisti dokhtar ?

ارسال یک نظر

به نظراتتان همين جا پاسخ خواهم داد :)