سه‌شنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۹

91

آخِر چه كسى
عاشق یک کارگر می‌شود
بیچاره مورچه‌ی کوچکم
تنهایی
سهم همیشگی اوست

برای همه‌ی مورچه‌های کارگر :)

33 نظر:

مریم بانو گفت...

تا جایی که من می‌دونم مورچه‌های کارگر همه نر هستند!

Pemi گفت...

@مريم بانو
منم اول اين طور فكر ميكردم، ولى متوجه شدم برخلاف تصور همه، زن هستند! البته واسه اينكه دوباره چنين موردى پيش نياد تغييرش دادم و كلى تر نوشتم، الان كه با موبايلم ولى فردا حتمن لينك منابع رو ميذارم:)

ص.ک گفت...

سلام.
اونایی هم که دارن مجبورن تنها بمونن که یه وقت ندار نشن

سوژه گفت...

پمی مهربون!
ازین دست غصه ها زیاد پیدا میکنی اگر بگردی.
کی میدونه شاید اونهاکارشان دادن عشق به دیگران است ونیازی به داشتن عاشق ندارند.
شاید خدایان کوچکی در جسم کوچکشان لانه کرده.
شاید هم عشاق بسیاری دارند و سرگرمند.
وشاید...
بی خیال.

dreamer گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
dreamer گفت...

رضا براهني تو شعر بلند اسماعيل براي دوست شاعر مرده اش ميگه:
«اي شعرخوان جوان سي سال پيش براي كارگران
وقتي كه بايد از آنان امضاء مي گرفتي كه شعرت را مي فهمند
كه شعري هست كه كارگران هم مي فهمند...»
اين شعر تو رو هم مورچه ها مي فهمند هم كارگرها! دو تا امضا بگير.

یک مالیخولیایی گفت...

خوب یه کارگر دیگه عاشقش میشه!

پارمیدا گفت...

مگه اونایی که کارگر نبودند
الان تنها نیستند؟!!

فاطیما گفت...

آخی .. چه ناز :)

Saeed گفت...

خوب بالاخره يه مورچه ي مونث پيدا ميشه كه عاشق اون مورچه ي مذكر بشه ديگه!!!!
اين كه ديگه غصه نداره!! :))

asiyeh گفت...

bah bah cheza jalebi ttazeigia migi bikhod nist miri ye dafeii gheybet mizane ha kalak

شب نویس گفت...

و زنده باد دلای کوچیک و نازکی که برای مورچه های کارگر هم می تپن...

زکریا گفت...

من یه شعر قبلا خونده بودم که برعکس بود و زیباتر . یه مورچه کارگر عاشق ملکه بشه . فک کن ! محشر نیست ؟

نجوا گفت...

اد این شعر جلیل صفربیگی میافتم:

"پرواز چه لذتی دارد، وقتی؛
زنبور کارگری باشی،
که نتوانی؛ عاشق ملکه شوی..."‏

Silence گفت...

هستند هنوز آنهایی که حتی عاشق کارگری شوند

وحید گفت...

ولی شانس یک در میلیون دارن ملکه شن و هواخواه دار :دی

گلکو گفت...

به نظرت شبا که دور هم جمع میشن در مورد زندگیه ملکه رویابافی میکنن؟

خودشونو تو یه لباس قشنگ با کلی دلداده تصور میکنن!!

دیگه مورچه هارو نمیکشم!

خانومه سیب گفت...

منم مثل مریم بانو فکر می کردم ...

آبدونـ ه گفت...

به چشمان عاشق مورچه که در نتگنای دوری از آشیانه آواز میخواند ...
من گارگرم !

آبدونـ ه گفت...

به چشمان عاشق مورچه که در نتگنای دوری از آشیانه آواز میخواند ...
من كارگرم !

Universal Emptiness گفت...

nice idea !

شین بانو گفت...

موروچه ها خیلی خیلی زحمت می کشن اما کی قدر بدونه

مرکب گفت...

من واقعا دلم سوخت

zanzalil گفت...

شايد اون مرچه ها از خيلي آدمها خوشبخت ترند.

راستي يه شعر طنز گفتم كه خيلي بش ذوق كردم ميشه شما افتخار بدين و بخونيدش؟
http://1zanzalil.persianblog.ir/post/36

月光 گفت...

اینو که دیدم یاد این پست تو افتادم:
http://mumbojumbo.ir/1389/01/29/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DA%86%D8%B4%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86/

باران گفت...

کجایی پمی جان ؟
کم پیدایی !!!

میلاد طرفی گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
میلاد طرفی گفت...

عشق مال ملکه است که اونورتر پا روی پا بذاره و به عشق بازیش برسه وگرنه کارگر عشق میخواد چیکار؟

دارکوب گفت...

سلام
من حدود سه ماهه که مینی‌مال می‌نویسم و به نوعی تازه کارم.
این وبلاگ رو هم یه ماهی می‌شه که می‌خونم.
می‌خوام وبلاگم رو تبلیغ کنم ولی نه از نوع "وبلاگ خوبی داری به من هم سر بزن".
مینی‌مال نویس‌ها رو تو گوگل ریدر Subscribe می‌کنم. مطالبشون رو می‌خونم و از اون‌هایی که خوب می‌نویسن درخواست می‌کنم تا لینک من رو تو وبلاگشون قرار بدن.
الان‌ هم اومدم اینجا تا همین درخواست رو از شما بکنم.
می‌نویسیم که خونده بشیم، نقد بشیم، بهتر بنویسیم و بهتر فکر کنیم.
اگر موافق نیستی، خوشحال می‌شم که مطالب وبلاگم رو با گوگل ریدر دنبال کنی.
موفق باشی.

Mohamad Reza گفت...

و بدین وسیله مورچه های کارگر نیز دیده شدند ... چه خوب !@

مانده بر راه گفت...

میشن بابا غصشو نخور

zanzalil گفت...

ممنون كه سرزدين. باز هم بيا اون طرف.

badboy گفت...

شما چه قدر خوب مینویسد خانم.

ارسال یک نظر

به نظراتتان همين جا پاسخ خواهم داد :)