سه‌شنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۸

59

آدما خيلی بد شد​ن
چایُ با صافی می​ريزن
تا تفاله​ها
رو فنجون نياد و
مهمون ناخونده
به خونه

10 نظر:

Farideh MJ گفت...

نه باور ندارم.

Ra. گفت...

اون زمانا که دل و دماغی بود بیشتر ازین چیزا میشنیدم. الان دیگه کسی از پس ناخونده ها بر نمیاد
در ضمن: تبریک برای شیوه جدید نوشتنت. دوسش دارم

مرثا گفت...

مهمون نا خونده به این حرف ها کاری نداره. هر کاریش کنی بخواد بیاد بازم میاد. شاید اگه الان هم مثل زمان کوکب خانوم همه چیز ساده بود حتی دلا... اونوقت دیگه کسی چاییش رو با صافی نمی ریخت :)

silence4 گفت...

کلا دیگه مهمونی در کار نیست، چه ناخونده چه خونده!

اسیه گفت...

نه

باران گفت...

تازه پمی جان کجاش رو دیدی این یه قطره از دریای بدیهای ما آدماست !!
میگن به هر چیزی که اعتقاد داشته باشی حتما اتفاق می افته !
من این باورهای قدیمی و عامیانه رو خیلی دوست دارم !

شب نویس گفت...

من اعتقاد ندارم اما هر وقت چای اومده رو چاییم مهمون اومده! جدی میگما! D:

راست میگی... حتی نمیذاریم بعضی خرافات قشنگ و دلنشین برامون دلخوشی باشه! داریم به خودمون بدی می کنیم...

یک مالیخولیایی گفت...

فکر کنم این مال اون زموناست که مهمونی زیاد می رفتن ملت.بعد یه مدت انقدر با صافی چایی ریختن که نسل مهمون رو به انقراض رفته!

غزلک گفت...

آخییییییییییی

دلم گرفت اصلندش

مهدی گفت...

مادریزرگم اعتقاد داش

ارسال یک نظر

به نظراتتان همين جا پاسخ خواهم داد :)