یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۸

58

مامان واسه شام، دلمه پخته
و داره میزُ می​چینه
همه چی عاليه      تا وقتی که
بابا به من ميگه
" بیست و سی شروع شد
تلویزیونُ روشن کن!"

9 نظر:

چاردیواری اختیاری(پسرک) گفت...

چی بگم... :(

negpehgbreakleg گفت...

hahahaah baba ha hich vaght avaz nemishan :D
Negpegbreakleg

شب نویس گفت...

من اینجور موقعا اول عصبانی میشم بعد که میگن آدم باید جنبه ی شنیدن نظر مخالف رو هم داشته باشه میام تو اتاقم هدفون میذارم آهنگ گوش میدم! به این میگن آخر جنبه! نه؟ :))

یک مالیخولیایی گفت...

بابای منم علاقه داره بهش.میگه آدم باید حرف هر دو طرفو بشنوه.هم اخبار اینوری هم اونوری...ولی جدا اعصاب می خوادا.

باران گفت...

یه کم فک کن اون موقع هم همه چیز عالیه ...

Ra. گفت...

همیشه سعی کن
اول شام بخوری
بعد تی وی رو روشن کنی
بخاطر اشتها

مرثا گفت...

یعنی اعصابم کشیده میشه این ها رو می بینم...

اسیه گفت...

بیست وسی چیه اصلا ؟

Universal Emptiness گفت...

شام گیر کرد تو گلوت ؟

ارسال یک نظر

به نظراتتان همين جا پاسخ خواهم داد :)