چهارشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۸

37

در زندگی چيزهای زیادی هست كه روح مرا قلقلك دهد و دچار سرخوشی‌اش كند. مثلن همين شالگردن هفت‌رنگی كه عمه برايم بافته، يا قايم شدن توی اين ژاكت قرمز كه يك وجب و نصفی از من بزرگتر است و سرآستين‌هايش را توی مشتم می‌گيرم، يا همين كش و قوس‌هایی كه پس از دل كندن از رختخواب گرم و نرم توی اين هوای سرد به بدنم می‌دهم و حتا همين جمله‌ی "صبح پاييزيتان بخير" كه با شوخی و لبخند به بابا می‌گويم!

4 نظر:

Universal Emptiness گفت...

اولای این پستت شبیه حرفای "عقاید یک دلقک" بود ، ولی انصافا با قسمت دل کندن از رختخواب توی این هوا به خصوص اگه کنکور داشته باشی موافقم.

باران گفت...

خوش به حالت !!!

مکتوب گفت...

انم ارزوست

شب نویس گفت...

بهانه های کوچک خوشبختی :) موافقم. اتفاقا اینا خیلی بیشتر به آدم انگیزه ی زندگی میده

ارسال یک نظر

به نظراتتان همين جا پاسخ خواهم داد :)